شوالیه ها و شارژ هفتگی

امشب یک چیزی دیدم که تا یک هفته شارژم (بدون تشت و شیر و بوسه). از کلاس برمی گشتم. کلاسم تو یک کوچه باریک و شلوغ برگزار میشه که همیشه دو طرفش ماشین پارکه. از کلاس که اومدم بیرون دیدم یک جمعیتی ایستادن و یک ماشین دراز (برای من ماشین ها به کوچیک، گنده و دراز و پژو تقسیم میشن) هم بین دو تا ماشین با فاصله خیلی کم گیر افتاده. جمعیت هم در حال نظر دادن و غر زدن و دست فرمون دادن. اومدم جلو و دیدم راننده خانومه. جا حتی برای رد شدن عابر از یک گوشه و کنار هم نبود. منتظر ایستاده بودم تا راه باز بشه که یک صدای زنونه از پشت سرم گفت راننده زن که باشه از این بهتر نمیشه. برگشتم نگاهش کردم پوزخندی به لب داشت و منتظر تایید بود انگار. دیدم یک بچه هم همراهشه متاسفانه. براش توضیح دادم که چرا ربطی به مرد و زن نداره الان. جای تهمینه خالی که هشتگ بزنه زنان علیه زنان. ولی  صبر کنین هنوز به جای خوبش نرسیدیم و من واستون از  شوالیه های داستان چیزی نگفتم. اون جا دو تا جنتلمن  هم بودن. اول به تماشاچی ها اعتراض کردند که راننده رو هل نکنن. بعد خیلی آروم و خیلی مودب، جوری که راننده هم آرامش پیدا کنه، شروع کردن به دست فرمون دادن. فقط باید اونجا بودید و می دیدید تا الان که می خوام از عشقم بهشون واستون بگم، مثل رفقای زلیخا بهم ایراد نگیرید. فکر کن ولنتاین باشه و عشق تو هوا باشه و اینا رو هم ببینی. می خواستم برم بگم آقا شما دوست دختری، زنی نمی خواین؟ نه تو رو خدا! من کجا دیگه مثل شماها پیدا کنم آخه؟!... خیلی خب باشه، ولی با هر کی رفتین لطفا زودتر تکثیر شین. ما به امثال شما تو این مملکت نیاز داریم.
یادم باشه یک بار هم واستون از یک راننده تاکسی بگم. اون که شارژش ماهانه بود!


منبع این نوشته : منبع
راننده ,باشه ,ماشین ,خیلی ,واستون ,فرمون دادن